اگر ابراهيم، خليل‏اللَّه گشت، از آن‏رو بود كه در مقام دوستى و محبت به خدا، از هر چه داشت، حتى از جوانى‏اش گذشت.
و اگر اسماعيل، ذبيح‏اللَّه شد، به آن خاطر بود كه تسليم فرمان حق بود و به پدرش گفت: آنچه مأمورى انجام بده، كه مرا از صابران خواهى يافت.
بگذر از فرزند و مال و جان خويش‏
تا خليل‏اللَّه دورانت كنند
سر بنه در كف برو در كوى دوست‏
تا چو اسماعيل، قربانت كنند


اگر بتوانيم رضاى خويش را فداى رضاى حق كنيم؛ اگر بتوانيم از خواسته دل در راه خواسته دين چشم بپوشيم؛ و اگر بتوانيم از داشته‏ها و خواسته‏ها بگذريم؛
آنگاه به مرز عبوديت و به حوزه قربانگاه قدم نهاده‏ايم.